ا.س.ت.ک.ه.ل.م

هنوز هم اگه نون داری بده سق بزنیم.
 
چقدر از سال مانده است؟
ساعت ٧:۱۸ ‎ب.ظ روز ٢٤ اسفند ۱۳۸٧ : توسط : شوکا بهاری

همه چیز کش می آید مثل آدامس چسبیده به موها , مثل رد پای روی قیر در ظهر تابستان . همه چیز کش می آید . من پشت فرمان به چراغ راهنمایی نگاه می کنم. قطره های باران روی شیشه ضرب گرفته اند . از درون قطره ها به چراغ راهنمایی نگاه می کنم . مثل آب نبات های دوران کودکی کش می آید , رنگی تر می شود , بزرگ می شود .

"آی یارم بیا / دلدارم بیا " *

" خانم گل می خری ؟ خانم ؟"

" سی دی های جدید , ساسی مانکن , زانیار ... "

سیگاری روشن می کنم و به آب نبات روبه رو خیره می شوم .

چقدر از سال مانده است ؟ چیزی نمانده است . هیچ چیز . خیلی از آدم ها را در این سال از دست دادم و خیلی ها آمدند که ماندگار نشدند , خیلی ها دغدغه شدند و خیلی ها فحش مادر ، خیلی ها تنها یک شماره تلفن ، خیلی ها فقط خاک یا خاکستر .  چقدر از سال مانده است ؟!

یک دو نیم کلاچ یادم نمی رود. می دانم راننده ی پشتی الان می گوید " وای باز یک زن نشست پشت فرمون "  محض احتیاط یک فحش به او می دهم و چهارراه را رد می کنم.

چقدر از سال مانده است ؟ با هزار آرزو سال 87 را شروع کردم . با هزار امید می خواهم سال را تمام کنم و دوباره شروع کنم. 87 ، بیش از پیش به مرگ فکر کردم. تمام مدت خواب تحریم و انرژی هسته ای می دیدم . هزار بار با پلیس های طرح ترافیک دعوایم شد. شب ها کابوس جریمه دیدم ، سیزده تومانی برای طرح ، چهار تومانی برای کمربند با لبخند ! و این اواخر خرچنگ های زرد چسبیده به لاستیک های ماشین ، به ساق پاهای من .  چقدر از سال مانده است ؟!

یک بسته نان باگت می خرم و دوباره به ماشین برمی گردم .

" این که زاده ی آسیایی را می گن جبر جغرافیایی

این که لنگ در هوایی ، صبحونت شده سیگار و چایی " **

پشت چراغ قرمز می ایستم . به حقوق عابرین پیاده احترام می گذارم . می دانم روزی عابر پیاده خواهم بود . به ماشین پشت سر نگاه می کنم . یک مرد دیگر ، یک مرد راننده ی دیگر . پایم را از روی ترمز برمی دارم و ترمز دستی را می کشم تا بفهمد خیلی حرفه ای هستم ! بیب بیب بیب نگاهی به درجه ی بنزین می اندازم .

چقدر از سال مانده است ؟ چقدر از عمرم را در صف های پمپ بنزین تلف کرده ام ؟ امسال چقدر از عمرمان را در صف های بنزین تلف کرده ایم ؟ چقدر پشت فرمان فحش داده ایم ؟ چقدر پول خرج کرده ایم ؟ چقدر دلمان س.ک.س پنهانی خواسته است ؟ چقدر دلمان خواست حریم ها را بشکنیم ؟ چقدر مسافرت رفته ایم ؟ چقدر دروغ گفته ایم ؟ چقدر مریض شده ایم ؟ چقدر یاد خدا کرده ایم ؟

امسال چقدر زندگی کرده ایم ؟!!!!

" ما را به رندی افسانه کردند / پیران جاهل شیخان گمراه " ***

* کیوسک

** محسن نامجو

** حافظ