ا.س.ت.ک.ه.ل.م

هنوز هم اگه نون داری بده سق بزنیم.
 
بدون عنوان 15
ساعت ۸:٠۱ ‎ق.ظ روز ۱٩ اردیبهشت ۱۳۸۸ : توسط : شوکا بهاری

کپسول کلد استاپ را نگاه می کند . از کپسول متنفر است چون می چسبد به حلقش و بعد آب می شود و تلخ . کسپول را در دهانش می گذارد . بر زبانش می چسبد . لیوان آب را سر می کشد ،گیر نمی کند و پایین می رود . روی تخت دراز می کشد . می داند تب دارد ، احتیاجی به درجه نیست . تمام بدنش خیس عرق است . پتو را روی خودش می کشد ، موبایلش را بر می دارد و آهنگ ملایمی می گذارد. می داند یکی تمام شود یکی دیگر شروع می شود . این را به خود گوشی سپرده است ، کمی هیجان دارد وقتی نمی داند آهنگ بعدی چیست . نامجو ، کاوه یغمایی ، فرامرز اصلانی ، شجریان ، شاید هم صدای شاملو . به سقف خیره می شود ، ترک ها را دوباره می شمارد ، هنوز همان تعداد هستند . به لوستر سه تایی نگاه می کند . می داند نارنجی پشت سر سبز قایم شده است . بر ترس روز اولی که این کشف را کرده بود می خندد ، فکر کرده بود نارنجی افتاده است ، شکسته است و او نفهمیده ولی ، حالا دیگر می داند از آن جایی که او نگاه می کند نارنجی پشت سر سبز قایم شده است و هیچکس دیگر نمی تواند این را بفهمد ، چون هیچکس بر تختخواب دراز نمی کشد تا لوستر را نگاه کند یا حتی ترک ها را بشمرد یا به لاله‌های درخشان پرده چشم بدوزد تا بفهمد در پارچه پرده سه نوع لاله‌ی به ظاهر شبیه هم ولی متفاوت وجود دارند .

دست بردار از این میکده‌ی سربه سری

پای بگذار به اون راهی که فکر کنی بهتری ، که فقط فکر کنی بهتری . *

چشمانش را می بندد ، ذهنش درگیر است ، چشمانش را فشار می دهد ، افکارش فرار نمی کنند ، می خندند ، می خندند ، چشمانش را باز می کند ، می خندند ، سرما خوردگی ، پایان نامه ، کتابخانه ، کتابهای قرض گرفته شده ، کتاب پنجمین فرمان پیتر سنگه که گم کرده است و الان به آن احتیاج دارد ،دانشگاه کذایی ، ای میل به استاد ، پیگیری پروسه‌ی تدریس ، پول قرض داده شده و پس گرفته نشده ، دوستان بی مروت، بی بند و باری جنسی ،کلاس داستان نویسی ، مشق موسیقی ، داستان هایی که دیگر نوشته نمی شوند ، رژیم منحوس (دلش بستنی می خواهد ) ، کار ، کار ، کار ، تعمیرگاه ماشین ، آرایشگاه ،دلارا دارابی که الان خوراک کرم ها شده است ، مرگ که هر روز پیروزمندانه تر از هر موجود دیگری این طرف و آن طرف پرسه می زند ، جنگ ، انرژی هسته ای ، خصوصی سازی ، لباس های کثیف ، شام چی درست کنم ؟ و.... .

ای کاش ای کاش ای کاش

داوری داوری داوری ...

 

* نامجو