ا.س.ت.ک.ه.ل.م

هنوز هم اگه نون داری بده سق بزنیم.
 
شماره ها
ساعت ۸:٤۸ ‎ق.ظ روز ۸ تیر ۱۳۸۸ : توسط : شوکا بهاری

1- من هیچ وقت عاشقش نبودم .

2- حرف مفت می زنی . تو هم مثل همه ما .

3- اصلا مگه کسی می تونست عاشق هما نباشه ؟

1- آره من ، من عاشقش نبودم .

4- تو هم بودی . اینقدر کتمان نکن . اتفاقا اولین کسی که باهاش خوابید تو بودی .

1- بابا من باهاش خوابیدم ، مست بود ، مست بودم ، دلیل نمی شه که . مگه هر کی با هر کی می خوابه عاشقشه ؟

2- اون اولین نفر نبود . من می دونم اولین نفر کی بود .

4- بالاخره یکی از ما چارتا بود . در ضمن اصلا مهم نیست . مهم اینه که همه دوستش داشتیم و اون همه رو دوست داشت .

3- به نظر من مریض بود . یک جور بیمار روانی . یک جور عشق در مرکز توجه قرار گرفتن. عشوه هاشو یادتونه توی مهمونیا ؟ آره ؟ با اون لباسای یقه شل ولنگ و باز و کلی لوندی و ادا اصول . این اواخر هم که موهاشو بلوند کرده بود به خیالی که مرلین مونروئه .

4- با تو که می یومد مهمونی اینجوری بود . آره یکذره عجیب می زد . اصلا یکجوری شده بود .

3- بهش گفتم هما ، خدا بیامرزتش مرد تموم شد . تو چرا نمی خوای از تنهایی در بیای. پاشو توی یه کفش می کرد که اون نمرده . کشتنش ، کشتنش . می گفتم باشه بابا کشتنش ، تو زندان کشتنش . حالا بیا از تنهایی در بیا . برات خونه می گیرم از این اجاره نشینی خلاص شی تو هم سر به راه شو . می دونید چی می گفت ؟ سیگارشو از این دست به اون دست می کرد و می گفت زندگی کوتاه تر از این حرفاست . می گفت سر به راه شدن کلمه بامزه ای که هیچ وقت معنیشو نفهمیده . بعدشم بلند می خندید و می گفت حاجی آخرتتو یه جور دیگه بخر.

1- این مال این اواخرش بود . تو این اواخر می شناختیش . تغییر کرده بود ولی من ، من همای شکسته رو دیدم . همای توی راهروهای سرد سردخونه ، همای بهت زده به جنازه ی اون خدابیامرز سرخاک رو . من اونو اونجوری دیدم . همای داغون که می خواست همه چیرو تموم کنه که آخرسرشم کرد . اون خدابیامرز دوستم بود.  سپرده بودش دست من . منم ، خب خواستم ازش مراقبت کنم ولی داغون تر از این حرفا بود .

3- تو اولین کسی بودی که باهاش خوابیدی .

1- من نبودم

3- خودش می گفت . همیشه تورو مثال می زد .

1- دروغ می گفت . من فقط بغلش می کردم . می یومد پیشم ساعت ها کتاب می خوند و گریه می کرد. می گفت می خوام خون اون خدابیامرز رو پس بگیرم . نمازخون شده بود. می گفت می خوام قوی بشم . قوی ، لب به مشروب هم نمی زد .

3- می زد .

1- این اواخر می زد آره ولی اون موقع نمی زد حتی شنیدم که دیگه نماز هم نمی خونه . تا اینکه دوباره گرفتنش . با تو بود فکر کنم آره ؟

2- بشکنه این دستم . می گفت می خواد گروه رو ببینه . منم خر شدم گفتم باشه . همون شب ریختن بردنشون .

1- وقتی برگشت داغون تر از همیشه بود . از پیش من به قهر رفت . می گفت من به خاطر خودم اونو فروختم .

2- حداقل من می دونم تو نفروخته بودیش .

3- من که اصلا اون موقع زیاد نمی شناختمش .

4- اینجوری به من نگاه نکنید. این حرفا دخلی به من نداره .

1- بعدا با تو دیدمش . اولین بار توی تئاتر شهر . هنوز مشکی پوش بود .

2- آره . بعد عمری گفت می خوام کرگدن رو ببینم . از وقتی با تو قهر کرده بود کم حرف می زد . گفتم چه خوب حال و هواش هم عوض می شه . یکسالی بود که دیگه پیش من بود.

آشپزی می کرد برام ، دستی به سر و روی خونه می کشید ، نقاشی می کرد هرازگاهی .

3- تو اولین نفر بودی ؟

2- من اولین نفر نبودم . من از بین ما اولین نفر بودم . حالا مگه فرقی هم می کنه ؟ بعد از دستگیرش ، وقتی همتون مثل کبک سرتون رو کرده بودید زیر برف من در خونه ام رو به روش باز کردم . شاید می خواسته تشکر کنه .

1- همچین آدمی نبود .

2- بعد آزادیش بود . عوض شده بود.  می گفت دنیا تخمی تر از اونه که چیزی رو برای اون ور نگه داریم، تازه اگه اونوری در کار باشه .

3- به به چه هرزه ی روشنفکر .

2- خفه شو ، هرزه نبود . حداقل با من که بود ، هرزه نبود . سرش تو لاک خودش بود. نقاشی می کشید . کتاب می خوند. تو کشیدیش تو این راه .

1- بسه بابا . حالا بود یا نبود . دردش چیزی بود که من و شما نمی فهمیدیم . بعد از مرگ اون خدا بیامرز حتی نتونست چیزی رو درست کنه . به من اون روز تو تئاتر می دونی چی گفت ؟ اومد بیخ گوشم یواش گفت می دونی چقدر تنهام ؟ گفتم بسه . گریه کرد . گفت می دونی چقدر تنهام . می خوام برم . برم. برم .

2- می خواست همه چیرو درست کنه ولی شماها نذاشتید.  خود تو با اون زنگای هر دقیقه ایت آرامشو ازش گرفته بودی .

1- می خواستم کمکش کنم .

2- تو ، تو با اون قربونت برم فدات شمات ، با اون وای چه نقاشی های سورئال جالبی ، با اون وعده وعیدت که الان تو جا گذاشتی جای پای سالواتور دالی

4- آقا جون بی خود گردن من نندازید . من یک هنرشناسم . می دونم از چی تعریف می کنم.

3- گه نخور بابا . از بین همه ی شما فقط من می خواستم به زندگیش سروسامون بدم.

2- فقطم تو حسابی باهاش خوابیدی .

3- خودش می خواست .

4- زیر پای من هم ماشین بذارن و گردنبد برلیان بخرم با کمال میل پا می دم .

2- با من که بود اینجوری نبود. هنرمند بود . روشنفکر بود .

3- لعنت به این زندگی تخمی تخیلی شما روشنفکرا . بابا شاشیدم به این افکارتون . آقایون زندگی پول می خواد . زن یعنی پول خرج کردن ، شماها اینو بلد نبودید. هی می خواستید با نیما و شاملو و کوفت و زهرمار بکشیدش طرف خودتون یارو هم که خر نبود کاسب بود.

1- هی یارو ، درست حرف بزن . هما کاسب نبود .

3- بود بابا جون . از من بپرس که روزی صدتا مدل قر و قمیش دم حجره می بینم. شما زن ندیده ها به من درس ندید .

2- ارواح شیکمت خیلی پیش تو بهش خوش می گذشت که این کارو کرد.

3- دیونه بود . هی می گفت تنهام تنهام . من نمی فهمم شماها هی نک و نال می کنید تنهایید تنهایید . بابا این تنهایی یعنی چی ؟

1- تو نمی فهمی .

3- نه نمی فهمم . خوب هرچی خواست بهش دادم. چیزایی که شماها نداشتید که بدید .

2- عوضش روحشو ازش نگرفتیم .

3- منم نگرفتم. گفت می خواست بره . همین اول هفته بود. گفتم برو .

4- حتی نپرسیدی کجا .

3- نه نپرسیدم . تو نمی خواد به من بگی چی کار باید می کردم . رفت تا این که دیروز تو زندگی .

2- به من هم اون زنگ زد.

1- شماره ی من توی جیبش بود. رو یه تیکه کاغذ نم کشیده . نوشته بود گفته بودم که تنهام .