ا.س.ت.ک.ه.ل.م

هنوز هم اگه نون داری بده سق بزنیم.
 
حقوق آدما یا بشر
ساعت ٧:٥۱ ‎ق.ظ روز ۳ دی ۱۳۸٧ : توسط : شوکا بهاری

- دارم دیوانه می شم . شصت سال ، شصت سال آزگار کم نیست آفرودیت برای اینکه اینها آدم بشن .

- زئوس عزیز آدم نه ! انسان . صد مرتبه بهت گفتم . فرق این دوتا رو متوجه شو .

- ما سالها با هم این بحث رو کردیم . من یه حرف بیشتر ندارم . شصت سال پیش این فکرو انداختم تو سر یه عده از اونا که برای بهتر زیستن بشینید فکر کنید یه کوفتی بنویسید و بهش عمل کنید . خب من که نمی تونستم و نمی تونم تا ابد مراقب تک تک شون باشم . می تونم ؟

- نچ ! حق با توئه . منم نمی تونم خودم کلی کار دارم ببین اینقدر حرص اینا رو خوردم چین و چروکام زیاد شده . دیروز آتنا بهم گفت انگار دارم پیر می شم .

- آتنا غلط کرد . ببین آخه من دلم از چی می سوزه ،شصت سال از اون کوفتی بیانه ی حقوق آدما یا بشر می گذره هنوز انگار توی جنگل زندگی می کنن . هی می پرن بهم ، لنگه کفش پرت می کنن ، یه جاهای همدیگه رو گاز می گیرن . من که نمی فهمم . یعنی من شکست خوردم ؟ اینا آدم نمی شن ؟

-  آدم نه انسان زئوس ! حالا حرص نخور ، چای سبز می خوری برات بریزم ؟

- آره بی زحمت .  آفرودیت آخه یه نگاه به اون پایین بنداز . واقعا اینا خنگن ؟

- ساخته ی دست خودتن ، خنگن !