ا.س.ت.ک.ه.ل.م

هنوز هم اگه نون داری بده سق بزنیم.
 
حکایت بی سرانجام گربه و من
ساعت ۱:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱٦ مهر ۱۳۸٩ : توسط : شوکا بهاری

من دارم در مورد یک گربه داستان می نویسم. روزی یک خط ، یک جمله خیلی همت کنم و سرحال باشم یک پارگراف ، این داستان را می‌نویسم چون می‌خواهم به دوستی ثابت کنم هنوز زنده‌ام ، هنوز می‌توانم بنویسم . اما شما باور نکنید ، من دارم جان می‌کنم داستانی در مورد گربه‌ای سرهم کنم تا بتوانم به خودم ثابت کنم هنوز کلمات ردیف شده تسکینم می دهند. گربه ی بیچاره خسته‌تر از من دیشب تهدیدم کرد که اگر تمامش نکنم او در مورد من داستانی خواهد نوشت.