ا.س.ت.ک.ه.ل.م

هنوز هم اگه نون داری بده سق بزنیم.
 
روزمرگی یا یکسال گذشت
ساعت ۱٢:٠٩ ‎ق.ظ روز ۱٤ دی ۱۳۸٩ : توسط : شوکا بهاری

می خواهم بروم دوش بگیرم حوصله ام نمی کشد. یکی نیست بگوید دخترجان دیگر تمیزی که حوصله نمی خواهد! پایان نامه ام به جاهایی رسیده است که گیج می زنم. دنبال هر دلیلی می گردم که درس نخوانم که دیگر کتابها را ببندم ، به ریش زندگی بخندم و وسلام ولی انگار زندگی من اینگونه باید باشد همیشه با کتاب، همیشه یک پایم در مدرسه و درس و مشق .

یکسال شد که به بلاد کفر سفر کرده ام. یکسال بدون رنگ و بوی ایران. ایران را در زرشک پلو و عدس پلو و یکبار آش رشته، موسیقی ایرانی و خیام خلاصه کرده ام. ایران را با تمام زیبایی هایش با همه خاطراتش، در قاب عکسی در گوشه کشویم خلاصه کرده ام. ایران را در برگه ی آزادی که کنار قاب عکس نشسته است مدفون کردم.

این من هستم، ادعا نمی کنم زنی در آستانه فصلی سرد چرا که اینجا همیشه سرد است ، همیشه سرد است .  هم اکنون پس از یکسال هنوز صدای مرا از سوئد می شنوید.