ا.س.ت.ک.ه.ل.م

هنوز هم اگه نون داری بده سق بزنیم.
 
کیک ها برای چه کسی وا می روند؟
ساعت ۸:٤٧ ‎ب.ظ روز ٢٤ فروردین ۱۳٩٠ : توسط : شوکا بهاری

من در کشوری زندگی می کنم که اکثر پنجره های آن پرده های کشیده ندارند. اینجا اگر پرده ی پنجره ات را بندازی به این معنی است که از جامعه بریده ای، به قول خودشان اجتماعی نیستی و مردم گریز. هر وقت از کنار پنجره های بی پرده می گذرم با خودم فکر می کنم در ایران چه اتفاقی هایی ممکن بود بیفتد اگر ما هم مثل اینها پرده هایمان را نمی کشیدیم و از خودمان بودن ابایی نداشتیم.

بعضی روزها دلت می گیرد ولی به روی خودت نمی آوری. امروز خواستم بلیط رزور کنم برای ایران، سیستم مشکل پیدا کرد اما با سه چهار زنگ این طرف و آن طرف قرار شد همه چیز را رو به راه کنند. دلم شور پولی که داده بودم را می زد، دل نگران پولم بودم . ناگهان یادم افتاد یک زمانی در زندگیم وجود داشت که نمی دانستم چقدر پول توی کیف پولم هست و چقدر خرج می کنم. حال اینجا کرون کرون باید خرج کرد و مراقب بود. اسم شرافتمندانه اش دانشجویی زندگی کردن است ولی می توان چس خوری هم اسمش را گذاشت!

دیروز خواستم کیک درست کنم. همه مواد را که مخلوط کردم فهمیدم شیر ندارم. به جایش آب ریختم. کیک افتضاح شد. شاید زیاد خوش بین بودم به جانشینی آب به جای شیر. کیک ها برای چه کسی وا می روند؟