ا.س.ت.ک.ه.ل.م

هنوز هم اگه نون داری بده سق بزنیم.
 
kerstin
ساعت ۱٢:۳۸ ‎ب.ظ روز ٤ اردیبهشت ۱۳٩٠ : توسط : شوکا بهاری

ششتین خاله دوستم هست. از آن سوئدی های به قول خودشان کول! زنی هست که با قالب ها و کلیشه های این سوئدی ها جور در نمی آید. رک است و خونگرم. وقتی خانه اش می روی به این می ماند که همچون آلیس وارد سرزمین عجایب شدی. همه چیز وجود دارد و سر تا سر خانه ولو. خودت باید بگردی و پیدا کنی و زیر و رو کنی و اگر دلت خواست بگویی من این را می خواهم نه که مثلا بگویی وای این چقدر قشنگه و بعد منتظر بشی طرف بهت تعارف کند . باید رک و راست بگویی از این خوشم آمده است و البته باید جنبه شنیدن نه را هم داشت. دیروز خانه ششتین دعوت بودیم به مناسبت عید پاک.  من بودم و دوستم و مادردوستم که قرار است با او سفری به ایران داشته باشم. میانگین سنی 60 ولی آدم های خوش مشرب و سرزنده.تخم مرغ رنگ کردیم و کلی شکلات توی حلقمان فرو کردیم. کم کم دارد از این عید پاک خوشم می آید. آخرش هم بازی گروهی کردیم و بعد از مدتی ششتین گفت من خسته هستم دیگر بروید و رفت روی تخت دراز کشید ما هم کاسه کوزه مان را جمع کردیم و رفتیم!