ا.س.ت.ک.ه.ل.م

هنوز هم اگه نون داری بده سق بزنیم.
 
میانگین
ساعت ٩:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۸ دی ۱۳۸٧ : توسط : شوکا بهاری

- امروز بچه دوباره مریض بود . همش اسهال داشت . بردمش دکتر , ساعت ده . رئیسم گفت اگه اینقدر مرخصی بگیرم ممکنه اوضاع ناجور بشه .

- غلط کرد مرتیکه ی الدنگ .

- راستی سرایدار اومد . گفت مثل اینکه شوفاژ خونه مشکل داره . باید نمی دونم چی چیش عوض شه . سهم هر واحد می شه پنجاه تومن .

- به ما چه . واللا

- مامانت زنگ زد . نمی دونم چی کارت داشت .

- خب

- فردا سررسید قسط ماشینه . پول بذار برم بدم . مردم بس که این ضامنه هی زنگ می زنه یادآوری می کنه .

- گه خورده . شماره منو بده ببینم حرف حسابش چیه .

- گوشت و مرغم تموم شده . این آخرین بسته مرغ بود . یادت نره .

- خب کمتر بریز . از تو چشممون هم گوشت و مرغ می زنه بیرون .

- آها ترمز ماشین جیر جیر صدا می دها . ترمز خالی نکنه . ببرش تعمیرگاه .

- این هفته نمی تونم . شاید هفته ی دیگه .

- راستی کارت عروسی پسرداییت هم اومد . هفته دیگه شب جمعه اس . من که لباس ندارم . گفته باشم .

- بیا یه دست از کت شلوارای منو بپوش .

- امروز تو روزنامه خووندم میانگین مکالمه ی زوج های جوون کمتر از دوازده دقیقه در روز شده .

- نمی دونم این آمارو از تو خشتکشون در میارن عوضیا.