ا.س.ت.ک.ه.ل.م

هنوز هم اگه نون داری بده سق بزنیم.
 
آگهی
ساعت ۱٠:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱٩ دی ۱۳۸٧ : توسط : شوکا بهاری

دوباره آگهی روزنامه را خواند. باورش نمی شد . انگار یک دفعه شانس بهش روی آورده بود . با آرامش سرش را از توی روزنامه در آورد , عینکش را از روی چشمانش برداشت و پاهایش را روی میز دراز کرد . نگاهی به زنش که در آشپزخانه مشغول سابیدن یک قابلمه و احتمالا بعد آن یک ماهیتابه بود انداخت و از سر رضایت لبخندی بر گوشه ی لبش نشست . همیشه ی خدا بوی پیاز داغ می داد و ناخن های دست و پاهایش هیچ وقت مرتب و لاک زده نبود و موهایش آه امان از این موهای زرد که تا پنج سانت از ریشه های مشکی اش در نمی آمد هیچ وقت رنگ آرایشگاه را به خود نمی دید . با خوشحالی نفس عمیقی کشید و بلند خندید . با خودش فکر کرد صد و هفتاد و پنج سانت قد , کمر باریک با موهای مشکی , هیکل تراشیده ، پاهای کشیده , چشمان درشت و لبهای قلوه ای . دوباره عینکش را زد و آگهی را خواند . می خواست مطمئن شود.

" طرح تعویض همسران اسقاطی به مناسبت نوروز 88 به مدت یک هفته - فقط برای آقایان "

لبخندی زد و چشمانش را برای هم آغوشی در رویا بست .