ا.س.ت.ک.ه.ل.م

هنوز هم اگه نون داری بده سق بزنیم.
 
UFO
ساعت ٧:٢۱ ‎ق.ظ روز ۳٠ دی ۱۳۸٧ : توسط : شوکا بهاری

اول که نزدیک شد فکر کردند حتما دوباره یک جرم آسمانی بی پدر مادر است که زمین را نشانه گرفته است ولی بعد که خیلی نزدیک شد همه دیدند که نه! یک سفینه ی گرد و تپل است با کلی چراغ و نور رنگ و وارنگ اطرافش که مثل چراغانی های جشن های ملی مرتبا چشمک می زند . خبر به سرعت از طریق بی بی سی از نوع فارسی و انگلیسی ، سی ان ان و حتی بلومبرگ پخش شد و آن وقت بود که ساکنان زمین کمی احساس وحشت کردند چرا که فقط یک سفینه نبود . هم نوعان چینی از یک طرف ، سیاهان آمریکای لاتین ، حتی خبر از قطب جنوب و برادر ناتنی اش شمال نیز مخابره شد . یک عالمه سفینه های گرد و تپلی با کلی نور عجیب غریب کل زمین را محاصره کرده بودند و مرتبا با سرعت هایی نفس گیر حرکت می کردند و از آنجاییکه همه شبیه هم بودند هیچ کس نمی توانست تشخیص دهد این همان قبلی است یا یکی جدید . پیام ها در سراسر جهان به سرعت مخابره شد . کشورهای دوست و همسایه بیش از پیش با هم دوست و همسایه شدند و سران کشورهای دشمن طی یک نشست فوری شلپ شلپ لپ همدیگر را بوسیدند و به زور با هم دست دادند و هی برای همدیگر خط و نشان می کشیدند که فقط تا پایان این ماجرا و همان موقع بود که دنیا ساکت ساکت شد و دیگر هیچ کس برای دیگری شاخ و شانه نکشید و تنها صداهایی که می آمد صدای هو هوی موتور و شاید هم فن تهویه سفینه ها بود . لیگ های فوتبال در سراسر دنیا تعطیل شدند و دیگر برای کسی مهم نبود کدام تیم در صدر است و کدام یکی در قعر . سازمان ملل سلسله نشست های فوری و انواع و اقسام کنفرانس ها را مثل اولین کنفرانس بین المللی راهکارهای تعامل با موجودات بیگانه ، اولین کنفرانس بین المللی چالش های پیش رو در تغذیه مناسب کودکان موجودات بیگانه ، اولین نشست بین المللی سران همه ی کشورها به منظور مکان یابی مناسب برای فرود سفینه های موجودات بیگانه را برگزار کرد و مجلات علمی پژوهشی از مقاله هایی مثل بررسی رابطه ی میان مصرف روزانه ی هویج و سوی چشم موجودات بیگانه ، بررسی چالش کودک موجودات بیگانه امروز و بازی های کامپیوتری ، بررسی رابطه ی بین هوش هیجانی و رضایت شغلی کارکنان موتورخانه سفینه های موجودات بیگانه پر شدند . دنیا در تب و تاب عجیبی فرو رفت و سفینه ها هنوز آن بالا ایستاده بودند . نمی دانم چند روز یا چند شب گذشت چون دیگر زمان معنی نداشت و آدم ها دیگر به کف خیابان برای یافتن سکه ای چیزی نگاه نمی کردند بلکه همه سر به هوا شده بودند و مرتبا نگران تا اینکه فرمان حمله به موجودات بیگانه از سوی سران کشورها صادر شد و نیروهای دوست و برادر ، دشمن و حتی سربازان گمنام و بعضا بدون نام نیز در این بسیج جهانی شریک شدند و به سمت سفینه ها شروع به شلیک و بمب پراکنی و موشک اندازی کردند . بسیج مردمی تشکیل شد و به کودکان کلت کمری ، به مردان آر پی جی دادند و زن ها نیز در پشت جبهه ها طبق معمول مشغول طبخ غذاهای مختلف برای ذائقه های مختلف شدند ولی بعد از چند روز بمب افکنی و خمپاره اندازی و جاخالی دادن سفینه ها کارخانه های تسهیلات سازی اعلام کردند که توانایی پاسخگویی به تقاضای جهان را ندارند و قیمت به شدت بالا رفت . هنگامی که همه چیز تمام شد دوباره دنیا ساکت شد و اینبار مردم از ترس بی دفاعی ساکت به بالا نگاه می کردند و منتظر برقراری تعامل یا ارتباط شدند . زبان شناسان مختلف همگی در قطب شمال جمع شدند و با زبان های زنده ، مرده و نیمه مرده با سفینه ها سخن گفتند و بید بید لرزیدند و این تلاش بی وقفه ادامه داشت تا بالاخره باز کسی نمی داند پس از چند شبانه روز یکی از سفینه ها در قطب جنوب به صدا در آمد . زبان شناسان به سرعت هرچه تمامتر خودشان را به قطب جنوب رساندند و بید بید لرزیدند و به صحبت های نامفهوم سفینه گوش دادند . هزاران نفر ساعت وقت صرف شد تا پیام رمز سفینه کشف شد . یکی می گفت گفته اند جنگ جنگ تا پیروزی ، آن یکی می گفت گفته اند سلام و درود بر شما زمینی های عزیز ، یکی دیگر می گفت پرسیده اند دستشویی کجاست و هزاران حرف و حدیث . پیام مخابره شده از سوی سفینه ها این بود : شما به آتش بازی تان ادامه بدهید ما فقط آمده ایم سیزده به در !