ا.س.ت.ک.ه.ل.م

هنوز هم اگه نون داری بده سق بزنیم.
 
من و شکست
ساعت ۸:۱۸ ‎ق.ظ روز ٢٤ بهمن ۱۳۸٧ : توسط : شوکا بهاری

من از یک استکان چای شکست خورده ام . باور کنید . شوخی نمی کنم . اگر بخواهم تعداد شکست هایم را بشمارم سر به فلک می کشند . مثلا من به مدت نه ماه مداوم مثل یک احمق تنها از یک اسم شکست خوردم ، از ترافیک شکست خورده ام و می خورم ، از پلیس ها ، من حتی از حس اعتماد به دیگران شکست خوردم ، از یک مکالمه ، یک تلفن ، از یک دوست ! راستش من هرازگاهی از آرزوهایم هم شکست می خورم، من حتی از فنجان قهوه هم شکست خوردم وقتی که می خواست مرا به شدت لو بدهد . موارد زیادی هستند اگر بخواهم دانه دانه شان را برای شما بازگو کنم ولی این آخری ، این آخری برایم بیشتر از همه تلخ و غیر قابل تحمل بود . من دقیقا پنجشنبه‌ی هفته‌ی پیش راس ساعت یازده شب در جلوی چشمان جمعی ، برای به کرسی نشاندن حرفم ، از یک استکان چای شکست خوردم .