ا.س.ت.ک.ه.ل.م

هنوز هم اگه نون داری بده سق بزنیم.
 
امامزاده ی خواب آلود
ساعت ٦:٢٢ ‎ب.ظ روز ٢٦ آذر ۱۳۸٧ : توسط : شوکا بهاری

می دانی

آنجایی که من ایستاده بودم روزی

پلکانی بود سوی خوشبختی

برف هم اگر می آمد

سفید می آمد

باران هم اگر می آمد

نرم می آمد

دغدغه ای نبود

جز سگ میان چشمانی  که شاید روزی نصیب می شد

دغدغه ای نبود

جز خواب آلودگی امامزاده ای که شاید روزی تمام می شد.