ا.س.ت.ک.ه.ل.م

هنوز هم اگه نون داری بده سق بزنیم.
 
یلدا
ساعت ۱٠:۱٩ ‎ق.ظ روز ۳٠ آذر ۱۳۸٧ : توسط : شوکا بهاری

- ذوق دارم .

- واسه چی ؟

- بابا تو چقدر بی احساسی ، ناسلامتی امشب شب یلداست .

- آها ، همینه تلویزیون دستک و دنبک راه انداخته . یه آن شک کردم .

- لوس نشو . امشب زود نخوابیا  خب؟

- عزیزم من فردا باید برم سرکار . باید زود بخوابم . زود خوراکی ها رو بیار دخلشونو بیاریم تموم شه بریم بخوابیم .

- حمید امشب شب یلداست . توروخدا از فکر اون شرکت لعنتی یه امشبو بیا بیرون . مطمئن باش همه فردا دیر میان .

- گلپر رو رد کن این طرف . می گن فقط چند ثانیه یا دقیقه با بقیه شبا فرق داره . فقط چند ثانیه نمی دونم شاید هم دقیقه .

- زیاد نریز تلخ می شه . چند دقیقه ، چند ثانیه یا اصلا چند صدم یا هزارم ثانیه . مهم میدونی چیه ؟ مهم اینه که این جشن مخصوص خود ماست ، ما ایرانیا . البته اگه متوجه بشی .

- متوجه می شم ، می شم . انارش خوشمزست . خودت دون کردی ؟

- نخیر ، دون شده خریدم . چه سئوالی میپرسی ! می دونی حمید احساس می کنم به جز یلدا و چارشنبه سوری و نوروز دیگه واسمون چی مونده . حالا چند هزارم ثانیه  مهم اون پیشینه ایه که پشتشه. مهم اون ایرونی بودن که اینجور موقعها توی خونمون غلیان می کنه.

نیت کن فال بگیرم .

- دهنم پر اناره . خودت نیت کن .

- ای حافظ شیرازی تو کاشف هر رازی... . اوه حمید اینو گوش کن .

عیشم مدام است از لعل دلخواه/ کارم به کام است الحمدالله

ای بخت سرکش تنگش به بر کش/ گه جام زرکش گه لعل دلخواه

ما را به رندی افسانه کردند / پیران جاهل شیخان گمراه ....