زن ها فقط رحم نیستند .

شنبه ساعت نه صبح

- به سلامتی فارغ شد . دختره ! چشم ابروشم شبیه پسره منه . راستش ما ژنمون اینجوریه . چشم ابرو مشکی . قد بلند ! باهوش و ذکاوت ، خوش شانس . همین حامدمو می بینی؟ وقتی به دنیا اومده بود چهارکیلو و خورده ای بود . قدش از بقیه ی نوزادا بلندتر بود . اینقدر هم زیرکانه به همه ی اطرافش نگاه می کردا . آدم دلش ضعف می رفت . 

یکشنبه ساعت نه صبح

- من از اولشم گفتم این بچه یه مشکلی داشت . باور کن ! پرستارا می گن ناقص بود . ما که تو خودمون ژن ناقصی نداریم . اصلا و ابدا . از اولش هم گفتم چشماش یه جوری موربه . خیلی هم پشمالو بود. حالا دکترا می گن ناقص بوده می خوان بدنش آزمایش ژنتیک . من از اولشم می دونستم این دختره مشکل داره . همون دو باری هم که سقط کرده بود به دلم افتاده بود ولی خب چیزی نگفتم . با خودم فکر کردم به من چه تو زندگی مردم سرک بکشم ولی می دونین چیه این دیگه زندگی مردم نیست که . زندگی پسرمه . آرزو داره . بچه دلش می خواد. دلش می خواد یکی بابا صداش کنه . این خونواده ژن ناجور دارن . من مطمئنم . از اول هم این بچه مشکوک بود. هر چی بیشتر نگاش می کردم بیشتر متوجه می شدم شبیه داییشه . شبیه هیچ کدوم از ما نبود. هیچ کدوم .

/ 15 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
دختر نارنج و ترنج

سلام شوکای عزیزم، متاسفانه دقیقا همینجوریه که نوشتی... حتی خود ما زن ها، زنهای دیگه رو فقط به یه شکل می بینیم. متاسفانه...

fafa

عجب حماقتی...اه..........

بنفشه خاتون

و خدا زن را آفرید...

قلم فرانسه

زن کیه؟ مرد کیه؟ مشکل از تعریفهاست!

کتایون

قصه ی تلخیه. اما واقعیه. دنیای تلخیه . اما واقعیه

ununoctium

اساسا حرف اناث ِ خاله زنک از معده بر می خیزد و بر آن استنادی نشاید

نعیم

غم اگیزه!از اون مکالمه هایی که بدبختانه وجود داره و داشته و خواهد داشت. حرف ها بیشتر شبیه حرفهای زنانه بود. انتخاب اسم داستان عالیه. راستی داستان "بی ته"را هم خواندم.خیلی برام جالب بود.از خواندنش لذت بردم.

سامان

رسماً این مکالمه ها رو شنیدم، واقعاً وحشتناکه، و مسخره اش اینه که چنین چیزایی رو معمولاً یه زن به یه زن میبنده