خدایا یو اس بی ات کار می کند ؟

نیمی از بازدید وب لاگ را امروز خودم به تنهایی انجام دادم . به هر کامپیوتری که می رسم از هر زاویه ای فوری این آدرس طول و دراز را می زنم و نگاه می کنم . چند قدم عقب می روم و باز نگاه می کنم , جلو می آیم و از نزدیک نگاه می کنم . شوکا بهاری کیست دیگر ؟نه که بچه ی اول سقط شده است اعصابم به هم ریخته است . اصولا مادر شدن به من نیامده است حتی به صورت مجازی .

***

تمام زندگیم , تمام بود و نبودم , تمام دلیل بودنم , تمامیت خودم در یک فلش یک گیگی ذخیره شده است , شبها زیر بالشم می گذارم و می خوابم - ای پرنس جان مدرن - , صبح ها با فلشم مسواک می زنم , سرکار می روم , هرازگاهی به قهوه دعوتش می کنم , با او درد و دل می کنم . خلاصه من با فلش یک گیگی ام ازدواج کرده ام و زندگی می کنم . زندگی با فلش خیلی خوب است . من در یک گیگ خلاصه شده ام و هنوز کلی جای خالی دارم تا اهنگ اراجیف توی آن بریزم و در حال رانندگی قر بدهم . مرا با فلش یک گیگی ام به خاک بسپارید . سئوال های نکیر و منکر که لو رفت کلیدش را ذخیره کردم . خدایا پورت یو اس بی ات که ان شاالله کار می کند .

***

زمینش کج است , بو می دهد , خودکارش نمی نویسد هی قطع می شود و هی وصل می شود , آرامش ندارد , چایی اش سرد است , قهوه اش تلخ است , تهویه مطبوع ندارد , توالت فرنگی اش هی فرت و فرت آب می دهد در ضمن دستمال توالت هم ندارد , درست بغل ریل راه آهن است و با هر گذر قطار تمام چهار ستون بدنم به رعشه می افتد, همسایه آن طرفی سل دارد و مرتبا سرفه می کند و خلطش خونی است , زوج و فردش تا ساعت هفت بعد از ظهر تمدید شده است , پلیس های طرح ترافیکش بد اخلاقند و هی جریمه ام می کنند , میوه فروشش گران فروش است و گوشت فروشش کم فروش , آب و هوایش را نگو که از فرط سرما سنگ ترک بر می دارد , در هتل های بمبئی اش گروگانگیری می کنند و در تایلندش خواستار تعویض حکومت هستند , هنوز حکم سنگسار در آن احرا می شود, دانشجویش از الان تن و بدنش برای شش روز دیگر می لرزد , استادش راهنمای پایان نامه ام نمی شود , وب لاگ جدید را می گویم , دستم به نوشتن نمی رود اگرچه شب عروسی رقص بلد بودم .

 

/ 8 نظر / 3 بازدید
نازنکن

سلام چقدر پریشان گویی زیاد شده بی خیال باش

فطروس

وای یه کم اینجا غریبس. ادم احساس غریبگی میکنه. اخه همه بچه ها مقیم بلاگفاان.به هر حال مبارکه. یه حرف در گوشی دارم. گوشتو بیار.( دلم یه وبلاگ میخواد) به کسی نگیا.[چشمک]

من

می خوای بیام دنبالت برت گردونم ؟

سیزیف

اگر چه شب عروسی رقص بلد بودم...دستم به نوشتن... خوب بود. می خوانمتان بیشتر حتما می بینمتان

حسن

به پای هم پیر شین.

مانا

بازم آرزوی موفقیت.انگار یه خورده پریشونی..