دو خط قرمز موازی

زن نگاهی به ساعت روی دیوار انداخت . نوشته شده بود پنج دقیقه و نه بیشتر . روی مبل نشست و پنج دقیقه ناخن هایش را جویید ، گوشه ی مویش را زیر دندان هایش ریش ریش کرد ، به همه چیز فکر کرد، گوشه ی ناخن های دستش را کند ، پایش را با ریتم وبدون ریتم بر زمین کوبید.  دوست نداشت دیگر حرفهای بی سر و ته بشنود ، دوست نداشت به خاطر  هزار حرف بی مورد زندگیش به هم بریزد، دوست نداشت بگویند نمی تواند .

 با ترس به نوار کاغذی نگاه کرد ، پنج دقیقه دقیق و نه بیشتر ، دو خط قرمز موازی هم لبخند می زدند . دوباره سلام زندگی .

/ 9 نظر / 3 بازدید
سینا

چقدر خوب که پستات کوتاه شده و من وقت می کنم بخونمشون...

الهام

این دو تا خط موازی بعضی وقت ها چقدر آدم و خوشحال می کنن و بعضی وقت ها چقدر ناراحت!!!

عمو هومن

1- یکی از مشکلات من این است که بعضی وقتهای که وبلاگ شما هایپر اکتیو میشود عقب میمانم !‌ 2- حالا همه پستهای عقب افتاده را باید بخوانم و نظر بدهم 3- در ضمن خانم داخل داستان هم تبریکات ما را پذیرا باشند... اسمش را جی میخوان بذارن؟

قلم فرانسه

موازی بلاگفا باز چیز شد! چیز دیگه!

fafa

اميدوارم اين دوخط موازي براي همه پيام‌آور شادي باشه[گل]