خانه تکانی 2

نه ! باید بدوم ، باید بدوم . *

زانوهایم درد می کند . ترمز بریده ام . ترمز بریده ام . مگر نه اینکه عید است .

جرم گیر را بدهید این ور .

ای کاش ای کاش ای کاش

خانه تکانی خانه تکانی خانه تکانی

در کار در کار در کار

نمی بود .

دیگه روزنامه نداریم ؟

می شه سر این مبل رو بگیری ؟

سرم درد می کند ، کتفم درد می کند .

نه ! باید بدوم ، باید بدوم ، باید بدوم . **

 

* محسن نامجو

** اگین محسن نامجو

/ 10 نظر / 3 بازدید
عمار

دقيقاً روزنامه‌ها ايستاده‌اند تا بري باهاشون شيشه پاک کني

دختر نارنج و ترنج

سلام شوکای عزیزم... خوبی؟ تو هم درگیری؟؟؟؟؟‌ الهییییی..... من که تقریباَ تموم کردم خونه رو.. یه خورده فقط ملافه ها موندن... فکر کنم همین یه خورده تا شب عید ادامه داره! خدا قوت... مواظب خودت باش عزیزم!

بهار

بازم خانه تکونی !!!!!!!!!!! وای !!!!!!!!!!!!! تموم نشد مگه ....... [خنده]

سینا

چقدر خوب چفت شده با پستت. خسته نباشی

بنفشه خاتون

نگو از خون تکونی که هنوز کمرم درد میکنه و خوب میدونم کجاها هنوز جامونده و کار داره.

کوچه نادری

هفته ی گذشته چند روز بخشی از خانه تکانی مادرم و بعد هم خواهر بزرگم را کردم. خیلی خوب و تمیز شد. دیگر در تمیز کاری یه جورایی دارم حرفه ای می شود. می توانم در این مؤسسه های نظافت کاری استخدام شوم. اما خانه ی خودم هنور کارش با کلام الکاتبین است. اما خدائیش خونه تکونی یکی از بهترین سنت ماست.

شادی تبعیدی

وای وای وای .. جاروی من کوش... وای وای وای دارم میرم از هوش !

سیدو

گوربان نوشته بود : چارد مشکی را میشه از زن ایرانی گرفت اما خونه تکانی را نه !

سیدو

برام جالبه که همه شاکین اما این یکی که دیگه دست خودشون هست را رها نمیکنن و نمیگن :آقا ! بی خیال ! دوست دارت سیدوی اغفالگر.[نیشخند]