اون گل ممنوع رو چید !

- هی شوکا چی شده ؟

- هیچی !

- تو چشای من نگاه کن! هیچی ؟ راحت باش .ببین اینجا این موقع شب توی این برف هیشکی نیست ، هیشکی . حرفتو بزن دختر.

نگاهی به دور وبرش می اندازد . انگار راست می گوید کسی نیست .

- خسته شدم .

- از چی ؟ از کی ؟

- دیشب سر شام به فلانی می گفتم . می شناسیش که ؟

- اوهوم

- گفتم فلانی این روزها بدجور احساس تنهایی می کنم

- خب

- دیروز عصر به خیلی از دوستان زنگ زدم. یکی داشت پارک می کرد ، یکی تو جلسه بود، یکی سر کلاس بود، یکی نبود . می دونی هیچکس دعوت قهوه ی منو قبول نکرد ، استادی داشتم می گفت بین دوستان قدیمی و دوستان قدیم فقط یک ی تفاوته ولی معنیش ... !

- هی شوکا بی انصاف نشو. مردم گرفتارن . مگه خودت همیشه نمی گی نمی شه توقع داشت چون مردم گرفتارن .

- می دونم ، می دونم . از هیچکس دلگیر نیستم ، حتی از اونایی که می گن خیلی باهام صمیمین. از دست خودم عصبانیم می دونی حتی داستان نوشتنم دیگه نمی یاد . فلانی می گه ذهنتو آزاد کن ، خمره ی رنگرزی نیست که ، ذهنتو آزاد کن بالاخره یه روزی یه جایی یه شاهکار خلق می کنی .دیروز حتی با رئیسم هم دعوام شد . دیگه دلم نمی خواد برم توی اون ساختمون لعنتی و مثل چارلی چاپلین توی فیلم عصر جدید هی پیچ سفت کنم .

- شوکا ! شوکا! آروم باش دختر . چته؟ زندگی همینه ، روزای خوبشو یادت بیاد، روزای قشنگ هم داشتی نداشتی ؟ شیرینی اون روزا رو دوباره مزه مزه کن . اینکه بشینی و به یاد تمام بودها و نبودها آبغوره بگیری که نمی شه . راستی یه سئوال همیشه ازت داشتم. اسم واقعیت شوکاست ؟

- نه! از ترس پشت یه اسم قایم شدم .از ترس .

 

پی نوشت :

- هنگام نوشتن این مزخرفات مثل اون موجودات توی کارتون سرینتی پیتی زار می زدم.

 

/ 21 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
من و من

من کاری به قلم فرانسه و شاباجی ندارم من تنهایی هم باهات میام بریم بیرون! تو بیخیال غم و غصه بشو مهمون من بریم بیرون اصلا شاباجی و قلم فرانسه هم میبریم بهمون خوش بگذره

شادی تبعیدی

چه فرقی میکنه چی باشه نکنه فک کردی سم واقعی منم شادی اه ؟؟

شوکا

از همه مرسی. هر کسی قهوه خواست فقط کافیه بگه.

ساهاک

وااااااااای که من هم خیلی وختا همون احساس چاپلین بودن در عصر جدید را دارم همی ... و اینکه هیچ کس نیست که همراهی ات کند در صرف یک فنجان قهوه ... اما من که هستم ... آدرس بده ...[لبخند]

موسیو گلابی

1. کاش همه با هم زار می زدیم ... 2. من هم زار زدم شدید ... خدا رو شکر سفر شمال باعث شد کمی راحت تر بشم ... 3. من هم می تونم بیام قهوه بخورم؟ قوی میدم پول قهوه خودم رو حساب کنم! پول قهوه تو رو هم استثنائاَ میدم! 4. ... 5. والسلام!

قلم فرانسه

پس هستی!

دختر نارنج و ترنج

شوکا خانومی... می دونی چقدر سعادتمندی که می تونی اونجوری گریه کنی؟؟؟؟؟ من سال هاست نتونستم اونجوری گریه کنم. سال هاست... باور کن! سعادتیه یه وقتایی اشک ریختن! اما امیدوارم الان آروم تر شده باشی...[قلب]

fafa

شوكا جان از اين روزها پيش مي‌آيد...مهم اين است كه بتوني خودتو از طوفان نجات بدي و بكشي بيرون...[ناراحت]

fafa

من هم كه مي دوني پايه هستم ..فق اون يه روز نشد ...[گریه]