جمعه آنها

امروز دلم گرفته است . جمعه ی این فرنگی‌ها است و حال و هوای همان جمعه های دلگیر خودمان را دارد. دلم می‌خواهد گریه کنم از مهمانم خجالت می‌کشم ، از اینکه بعد از این همه وقت مادر آمده است فرزند را ببیند و من باید شادباشم همیشه حتی اگر نمی‌توانم ، و باید به زندگی بخندم تا صدای ریشخندش را نشنوم و هنوز نتوانستم از تمام اتفاقاتی این مدت تصویری واحد بسازم که بتوان به آن نگاه کرد و بتوان آن را فهمید.  

/ 5 نظر / 7 بازدید
ك‏اريز

جمعه‏ي انها و اينها ندارد . جمعه ، جمعه است با همان دلگيري مسخره‏ي هميشگي‏اش

دختر نارنج و ترنج

بدیش اینه که اونجا انگار دوبار جمعه رو تجربه می کنی. یکی که جمعه ی خودمونه. یکی هم که یکشنبه شونه که از جمعه بدتر نباشه بهتر نیست.. خودت خوبی دختر؟ زندگی چطوره؟

اراکده

جمعه روز بدی بود -روز بی حوصلگی ؟ میخواستی اینو بگی؟ خب گفتی. حالا چی شد؟

بنفشه خاتون

غربت "چیز" غریبی است

بی نقاب

دل آدم که بگیره، دیگه گرفته دیگه. وا نمی شه تا یک رعد و برق و رگبار بیاد و بعد که باز می شه آدم دلش می خواد نفس عمیق بکشه.