زن و من

زن قدم می زند. تنها صدایی که این مدت برایم عادی شد ، برای زن عادی شد ، انعکاس صدای قدمهایم ، قدمهایش بر روی انبوه برف است. زن قدم می زند و باد لای موهایش می پیچد ، لای موهایم می پیچد. زن لبخند می زند ، من قهقهه می زنم و چون کودکی شادم از تجربه جدید پیچیدن باد لای موهایم ، شاد است از تجربه جدید پیچیدن باد لای موهایش.

/ 5 نظر / 10 بازدید
ک اریز

وقتی شوکا رها شد از بند از بندچادر و چارقد ایکون حسرت

بنفشه خاتون

براستی که برای زنان ایران تجربه جدیدی است پیچیدن باد در موهایشان.برای من هم بود.تجربه کرخت کننده ای بود

Drago

محدودیتی که بوده رو میدونم و سعی میکنم درک کنم... ولی اون حسی که الان پیدا کردی رو نه.