تقسیم وظایف به شیوه ای زنانه

بچه ام را گذاشتم سر راه و آمدم . اگرچه دلم کباب شد ، اگرچه قلبم شکست ولی خب چه می شود کرد ، جبر زمانه است دیگر ، غم نان است دیگر تازه او فقط شش ماه داشت و مسلما چیزی از من به یاد نخواهد آورد .

پی نوشت :

- نمی توانم ببینم که صبح اول وقت با کلی نبوغ و خلاقیت بیایم و بلاگفا انگشت شستش را به سمت من نشانه برود . عجب چقدر خانمی چقدر صبر !

- هنوز عادت نکرده ام . همچون کسی که از خانه و کاشانه ی خودش رانده شده است وظیفه ی من گریه کردن است وظیفه ی شما دلداری دادن و  وظیفه ی من باز هم گریه کردن است .

/ 15 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سیدو

میگم ها شوکا ،این میوه فروشی شما خرمالوهاشو از کجا میاره ؟ شاید تازگیها خرمالو را به هندونه پیوند زدن ؟ به هرحال پیشرفت علم و تکنولوژی را نمیشه منکر شد حتی وقتی تو کار خدا هم دخالت میکنه .

سیدو

این روزها اسمان هم از ما دریغ میکند .

سیدو

بلاگفا از این خر بازیها زیاد در میاره . من که دیگه عادت کردم. هر بار با کلی سلام و صلوات بازش میکنم. اینجا هم خوبه ، به نظر من . این تابلوی سر در خیلی قشنگه ، من که دوسش دارم. خوش رنگم هست . من یاد سرخاب شعر قبل میاندازه .

سیدو

این بچه ات را هم اضافه کردم به گودرم.

دروغگوی خوش حافظه

خب این کلی خوب است آخرش یک چهل متری پیدا کردی. ما که هنوز ساکن محله های قدیمی شهریم. 25 متر 5 نفره!!

مانا

از دیشب تا حالا بلاگفا قطع بود. به موقع اسباب کشی کردین[چشمک]

من

یاور همیشه مومن تو برو سفر سلامت .....!

ساناز

خونه نو مبارک...[ماچ]

عمار

تقسين وظايف به روش خانومهاي خانه دار[نیشخند]