روزمرگی یا یکسال گذشت

می خواهم بروم دوش بگیرم حوصله ام نمی کشد. یکی نیست بگوید دخترجان دیگر تمیزی که حوصله نمی خواهد! پایان نامه ام به جاهایی رسیده است که گیج می زنم. دنبال هر دلیلی می گردم که درس نخوانم که دیگر کتابها را ببندم ، به ریش زندگی بخندم و وسلام ولی انگار زندگی من اینگونه باید باشد همیشه با کتاب، همیشه یک پایم در مدرسه و درس و مشق .

یکسال شد که به بلاد کفر سفر کرده ام. یکسال بدون رنگ و بوی ایران. ایران را در زرشک پلو و عدس پلو و یکبار آش رشته، موسیقی ایرانی و خیام خلاصه کرده ام. ایران را با تمام زیبایی هایش با همه خاطراتش، در قاب عکسی در گوشه کشویم خلاصه کرده ام. ایران را در برگه ی آزادی که کنار قاب عکس نشسته است مدفون کردم.

این من هستم، ادعا نمی کنم زنی در آستانه فصلی سرد چرا که اینجا همیشه سرد است ، همیشه سرد است .  هم اکنون پس از یکسال هنوز صدای مرا از سوئد می شنوید. 

/ 8 نظر / 18 بازدید
دختر نارنج و ترنج

قربون تو دختر گل برم من... دلم می لرزه وقتی از سردی اونجا می نویسی شوکا... امیدوارم خونه ی دلت همیشه گرم باشه نازنین من... بدون که همیشه دوستدار خودت و نوشته های قشنگت هستم.[قلب]

حامی

بیا شوکا اینو بخون تا گرم شی دختر http://piaderou.com/?p=152

شرفی

با سلام، شوکا خانم آخرش نگفتی رشته تحصیلیت چیه؟

jahan

بعد از يك سال كتاب هاي بيژن نجدي تمام شدند يا نه......

بی نقاب

اینجور وقت ها دل آدم که بگیره دیگه با هیچی باز نمی شه. سنبه هم که بیاری گیرش برطرف نمی شه.

digari

be man begoo che bandi be pat bood be Iran ke hanooz deltangi mi koni? hanooz aya gaman koni ke bargardi roozgari beh tar be to hedye mi shavad? be az aan ke dar ani? ranj o ghorbat az ebteda ba adami ast o dar Iran ba farar az tanhaee az beyn ash mi barim ama inja in emkan be namande ast kesi in ra dard nemidanad ke az aan bogrizad adat karde and ke tanhaee bakhshi az zendegi ast va shayad amar ketab khani be in dalil ziad ast o farhang maktoob ingoone roshd karde ast na bad na khoob, tanha begooyeim be shiveye digar mi ziyand M